من و مترسک و کلاغ ها
مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....![]()
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان
برای يك بار پريدن ، هزار هزار بار فرو افتادم
هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني
چطور انتظار داري کسي ديگهاي برات راز نگهداره
هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...![]()
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0:28 توسط نگین
|